نقش رسانه ها در شکل دهی افکار عامه

بدون شک امروزه رسانه های جمعی و بخصوص رادیو و تلویزیون را می توان به عنوان ابزارهایی نام برد که در
شکل دهی افکار عمومی میتواند نقش بسیار موثری را ایفا نماید .
بسیاری از دول قدرتمند جهان نیز از این امر غافل نمانده اند و این رسانه ها را در جهت اهداف خود به خدمت گرفته اند .
برای نمونه بسیاری از جنگ هایی که در دنیا به راه میافتد این رسانه های جمعی است که راه را برای قبولاندن نیاز به
جنگ و فرا فکنی برای جلب و جذب و مشروعیت در یک جنگ برای مردم هموار میسازدکه نمونه این گونه عملکردها را
درتبیین علل جنگ و حمله به عراق به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی توسط دولتمردان امریکا شاهد بودیم.
مشروعیت جنگ در اریانا و لشکر کشی به این کشور مصیبت زده نیز گرچه به بهانه مبارزه علیه تروریسم خیالی صورت
گرفت اما نمی توان قدرت دستگاه های تبلیغاتی برای مشروعیت بخشیدن به این جنگ در همسو سازی
اذهان عمومی برای حمله به اریانا را نادیده گرفت .
مذاکره با طالبان گرچه در ۶ماهه اول زمامداری کرزی توسط وی مطرح شد اما این رسانه ها بودند که با شاخ وبرگ
دادن به موضوع راه حل مذاکره را به عنوان یگانه راه حل پایان تمامی مشکلات در اریانا فیصله دادند و امروز این
حرف را میتوان از دهان خردو کلان وپیر و جوان و حتی کاندید های ریاست جمهوری شنید که مذاکره با طالبان را یگانه
راه حل بن بست اریانا می پندارند.
در ایران انتخاباتی با تقلب وسیع صورت گرفت که نه تنها اعتراض کاندیدها بلکه عده کثیری از مردم ایران و حتی روحانیون
و مراجع را نیز به دنبال داشت اما در نهایت این رسانه های ایران بودند که به این روند اعتراضات پایان بخشیدند
و بار دیگر اقای احمدی نژاد را بر اریکه قدرت نشاندند.
اما در ان سوی سکه رسانه دولتی بریتانیا که همیشه شعار بیطرفی سر میداد ان چنان زیرکانه خود را حامی اعتراض
کنندگان به نتایج انتخابات نشان میداد که گویی برای این گروه از مردم دایه مهربان تر از مادر شده بود .
ختم کلام این که امروزه زسانه ها به عنوان ابزاری برای تسطیح وتوجیه عملکرد صاحبان قدرت در امده است و
هر گونه قدرت نظامی بدون قدرت رسانه ای در دنیای کنونی ناقص خواهد بود.